پرش به محتوا

مقاشر

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]
لپه

ریشه لغت

[ویرایش]
  • دهش‌شده به عربی: مقشر

آوایش

[ویرایش]
  • /مُقاشَر/

اسم مرکب بهاری

[ویرایش]

مقاشر

  1. مترادف لپه در فارسی، نخود سیاه پوست کنده شده.
    بی کیلو مقاشر!
    یک کیلو لپه!

کهن‌واژه

[ویرایش]
  1. مقاشر ممکن است در زبان معیار باستان به سه بخش مُق - آ - شَرّ قابل تجزیه باشد که احتمالاً این صنعت ابداع مغ شرور سفید بوده است.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ شمس