ملنگ

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(مَ لَ)

صفت[ویرایش]

  1. سرخوش، مست.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


آوایش[ویرایش]

  1. به معنی سر و پا برهنه. مردم سر و پا برهنه و مجرد.
  • مست سرخوش. در فرهنگ رشیدی گوید: مردم سر و پا برهنه و مجرد و بیت کاتبی را شاهد آورده و غلط است ، ملنگ همان طافح صفت مست است و بس (یادداشت به خط مرحوم دهخدا)
  1. .
  • مست و ملنگ: مست طافح (یادداشت به خط مرحوم دهخدا)

. سرخوش. بانشاط (فرهنگ لغات عامیانه جمال‌زاده)

  1. .

آوایش[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. شهری است واقع در جزیره جاوه از کشور اندونزی.
  2. دهی از بخش میان کنگی است که در شهرستان زابل واقع است.