پرش به محتوا

مهرهدار

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

حوزه: [علوم جَوّ]

  1. ابری که ترتیب اجزای آن تجسمی از مهره‏ها یا دنده‏ها یا استخوان‏بندی ماهی است؛ این اصطلاح عمدتاً همراه با ابر پرسا می‏آید.

منابع

[ویرایش]

«مهره‏دار» هم‌ارزِ «vertebratus»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی، دفتر اول، فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی