مهرهدار
ظاهر
فارسی
[ویرایش]حوزه: [علوم جَوّ]
- ابری که ترتیب اجزای آن تجسمی از مهرهها یا دندهها یا استخوانبندی ماهی است؛ این اصطلاح عمدتاً همراه با ابر پرسا میآید.
منابع
[ویرایش]«مهرهدار» همارزِ «vertebratus»؛ منبع: گروه واژهگزینی، دفتر اول، فرهنگ واژههای مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی