پرش به محتوا

مونده

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

گویش محاوره‌ای مانده که اما معمولاً معنی منفی داره؛ چیزی‌که زیادی مونده و باید می‌رفت (یا مصرف می‌شد) و در اثر زیاد موندن ممکنه حتی سمی شده باشه. حال تصور کنید کسانیکه بطور افراطی با گویش محاوره‌ای در نگارش مخالفند چه بلایی سر فارسی میاد اگر مثلاً غذای مونده‌رو بنویسیم غذای مانده!

مشابهات

[ویرایش]
  • بادکرده
  • بیات
  • تاریخ‌گذشته
  • ترشیده
  • ته‌مانده
  • زیادی
  • شکرک‌زده
  • کهنه

مشتقات

[ویرایش]

بیشتر مشتقات مانده که گویش مونده نیز دارند

شیر مونده

غذای مونده

گوشت مونده

مرغ مونده

وامونده

یکی مونده به‌آخر

منابع

[ویرایش]
  • دائرةالمعارف جاوید