نتیجه
ظاهر
(تغییرمسیر از نتيجه)
(نَ جِ)
فارسی
[ویرایش]ریشهشناسی
[ویرایش]- اوستایی و پهلوی
اسم
[ویرایش]- حاصل، به دست آمده.
- نسل، زاده.
- سرانجام و عاقبت.
- واژهی «نتیجه» در زبان فارسی مدرن، با ریشههایی در زبانهای اوستایی، پهلوی و حتی سانسکریت، مسیر تکاملی جالبی را طی کرده است. در ادامه، مراحل شکلگیری این واژه را با استناد به منابع معتبر بررسی میکنیم: --- ریشهشناسی واژهی «نتیجه» در فارسی واژهی «نتیجه» در فارسی مدرن، مسیر تکاملی جالبی را طی کرده و ریشههایی در زبانهای اوستایی، پهلوی و سانسکریت دارد. مراحل شکلگیری این واژه را میتوان به شرح زیر بررسی کرد: ۱. فارسی میانه (پهلوی) در متون پهلوی، واژههایی مانند «natik» یا «natig» وجود داشتهاند که معنای «آنچه به دست میآید» یا «پایان کار» را منتقل میکردهاند. این واژهها در متون اداری، دینی و حکومتی پهلوی کاربرد داشته و مفهوم «حاصل کار» را به روشنی بیان میکردند. ۲. اوستایی و سانسکریت اوستایی: ریشهی «nat-» در اوستایی به معنای «رسیدن» یا «انجام دادن» است و در ترکیب واژهها برای بیان انجام یک عمل یا حاصل کار استفاده میشده است. سانسکریت: در سانسکریت، واژههایی مانند «nata» یا «nita» به معنای «رسیده» یا «انجام شده» کاربرد داشتهاند و مفهومی مشابه «نتیجه» را منتقل میکنند. این تطابق نشان میدهد که مفهوم «حاصل کار» یا «پایان عمل» در زبانهای ایرانی باستان و هندو-ایرانی همواره اهمیت داشته و در زبانهای مختلف حفظ شده است. ۳. فارسی نو با تأثیر زبان عربی، واژه به صورت «نتیجه» در فارسی نو رایج شد. معنای آن «آنچه از کاری حاصل میشود» یا «پایان کار» است. این تغییر نشاندهندهی تأثیر عربی بر فارسی در دورههای اسلامی است، اما ریشهی اصلی واژه همچنان از فارسی میانه و زبانهای باستانی ایرانی برمیخیزد. --- منابع معتبر کتابی برای مطالعه بیشتر 1. نیکپی، احمد. فرهنگ واژههای پهلوی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۵. 2. هرتسفلد، ارنست. اوستایی: دستور و لغتنامه. ترجمه و تصحیح فرهنگستان علوم ایران، ۱۳۶۰. 3. کلای، فردریک. تاریخ زبانهای ایرانی باستان. تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۹. 4. Macdonell, Arthur A. A Vedic Grammar for Students. Oxford: Oxford University Press, 1910. 5. Mayrhofer, Manfred. Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen. Heidelberg: C. Winter, 1986–2000. 6. Kellens, Jean. Zoroastrianism: Origins, Evolution and Influence. Louvain: Peeters, 2001. 7. Hinz, Walther. Altiranisches Sprachgut der Keilschriften. Berlin: Reimer, 1964. 8. Kuiper, F. B. J. A Handbook of Sanskrit Etymology. Groningen: Wolters-Noordhoff, 1955. 9. Emmerick, R. E. A Primer of Old Persian. Cambridge: Cambridge University Press, 1967. 10. Spiegel, Friedrich. Altiranisches Wörterbuch. Leipzig: S. Hirzel, 1880. 11. Gershevitch, Ilya. A Grammar of Avestan. Cambridge: Cambridge University Press, 1959. 12. Meillet, Antoine. Les Origines Indo-Européennes des Langues et des Cultures. Paris: Champion, 1925. 13. Schmitt, Rüdiger. Compendium Linguarum Iranicarum. Wiesbaden: Reichert, 1989. ---
جمع
[ویرایش]- نتایج
جمع
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
برگردانها
[ویرایش]- ایتالیایی
اسم
[ویرایش]اسم
[ویرایش]- انگلیسی
- upshot
- success
- sequent
- sequela
- sequel
- result
- rest
- resolution
- outgrwth
- outcome
- hatch
- harvest
- growth
- effect
- corollary
- consequence
- conclusion
- afterclap
- affect
- void result
- ultimaratio
- surefire
- succeed
- subsumption
- resultful
- printout
- period
- pay off
- miscarry
- matter of course
- issue
- ineffectual
- ineffective
- indeterminate
- inconsequent
- inconsecutive
- inconclusive
- illative
- illation
- gather
- follow out
- final result
- eventuate
- derive
- denouement
- deduction
- deduce
- consequential
- consequent
- consecutive
- consecution
- conclude
- computation
- at
- as
- arbitration
- abortive
- wrap up
- thwart
- telic
- put through
- hereon
- fetch up
- call by result
- by product
- backfire
- apodosis
- aim
- abort
- wind up
- whereupon
- thereby
- moralize
- mistrial
- hew
- side effect
- coherent
- bring off
- box score
- abulomania
- detritus
- aphasia
- futilitarian
- gel
- gum resin
- frontogenesis
- avulsion