پرش به محتوا

نیم‌ترک

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

اسم مرکب

[ویرایش]
  • درطارم آمد بر دست راست خواجه بونصر بنشست در نیم ترک چنان‌که در میانهٔ هر دو مهتر افتاد.(تاریخ بیهقی ص ۱۳۹)
  • نیم ترک نوعی بوده است از خیمه و بنا بحاشیه ادیب پیشاوری بر تاریخ بیهقی نوعی از خیمه کوچک بوده، و در هر حال بفتح تا و سکون راست و کاف آن تازی یا فارسی هر دو محتمل است چه اگر کلمه مستعار از نیم‌ترک بمعنی کلاه خود باشد چنان‌که در برهان قاطع است قاعدة با کاف فارسی است (چون ترک با مرک قافیه شده است) و اگر از ترک بمعنی قطعه‌های کلاه و خیمه آمده باشد با کاف تازی است بنا به تلفظ جاری. (حاشیهٔ علی‌اکبر فیاض بر تاریخ بیهقی)[۲]

منابع

[ویرایش]
  1. فرهنگ فارسی معین
  2. فیاض، علی‌اکبر. تاریخ بیهقی.