هیچ

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

قید[ویرایش]

  1. اصلاً، ابداً.

صفت[ویرایش]

  1. نیست، نابود.
  2. پوچ، بی اعتبار.
  3. آیا، هیچ می‌دانی ¿.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


  1. چیزی، هیچ چیز
  2. یک
  3. هرگز. اصلاً، اصلن. ابداً، ابدن. مطلقاً، مطلقن. به هیچ وجه. به هیچ روی. اسم بعد از هیچ غالباً مفرد آید
  4. باری. کرتی (کرّتی)
  1. برطرف شده و معدوم شده و لاشی. معدوم
  2. ذره‌ای . کمترین مقداری. اندکی. کمی. یک ذره کنایه از اندک و قلیل و کم
  3. گاهی
  4. احیاناً، احیانن. اتفاقاً، اتفاقن
  5. برای استفهام و به معنی هل عربی . آیا
  6. به راستی. در حقیقت. واقعاً، واقعن. فی الواقع

اسم[ویرایش]

  1. چیزی، هیچ چیز
  2. یک
  3. هرگز. اصلاً، اصلن. ابداً، ابدن. مطلقاً، مطلقن. به هیچ وجه. به هیچ روی. اسم بعد از هیچ غالباً مفرد آید
  4. باری. کرتی (کرّتی)
  1. برطرف شده و معدوم شده و لاشی. معدوم
  2. ذره‌ای . کمترین مقداری. اندکی. کمی. یک ذره کنایه از اندک و قلیل و کم
  3. گاهی
  4. احیاناً، احیانن. اتفاقاً، اتفاقن
  5. برای استفهام و به معنی هل عربی . آیا
  6. به راستی. در حقیقت. واقعاً، واقعن. فی الواقع

برگردان‌ها[ویرایش]

قید[ویرایش]

  1. چیزی، هیچ چیز
  2. یک
  3. هرگز. اصلاً، اصلن. ابداً، ابدن. مطلقاً، مطلقن. به هیچ وجه. به هیچ روی. اسم بعد از هیچ غالباً مفرد آید
  4. باری. کرتی (کرّتی)
  1. برطرف شده و معدوم شده و لاشی. معدوم
  2. ذره‌ای . کمترین مقداری. اندکی. کمی. یک ذره کنایه از اندک و قلیل و کم
  3. گاهی
  4. احیاناً، احیانن. اتفاقاً، اتفاقن
  5. برای استفهام و به معنی هل عربی . آیا
  6. به راستی. در حقیقت. واقعاً، واقعن. فی الواقع
ایتالیایی

قید[ویرایش]

nulla

انگلیسی
zero