ورمال
ظاهر
فارسی
[ویرایش](وَ)
- نک وردار و ورمال. ؛ ~ آقا را دمش دادن چیزی را برداشتن و بردن و خوردن، چپو کردن، سر خوراکی ریختن و یکباره آن را تمام کردن.
ورمال :(warmal) در گویش گنابادی یعنی ماساژ بده ، بمالان ، مالش بده ، دنبال مال و ثروت اندوزی
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین