وزیر
ظاهر
(تغییرمسیر از وزير)
فارسی
[ویرایش](وَ)
ریشهشناسی
اوستایی و پهلوی
اسم
[ویرایش]- وزیر
- در اصل واژهای فارسی است که از vičīr در زبان پهلوی گرفته شدهاست.[۱]
- واژه وزیر/vazir/ ۱- یکی از رده های بالا ی کشوری. ۲- یکی از مهره های شترگ. ۳- از واژه ی اوستایی vičira = رای دهنده، دستور دهنده. ( پور داود خرده اوستا ۷۸) در پهلوی vičir ، vajir از واژه ی اوستایی vičira . در پارسی وزیر. ۴- در گویشها و نوشتار های امروزی واژه ی وزیری مانند: کتاب وزیری، انجیر وزیری، که واژه ی وزیر جایگزین بزرگ نوشته شده است. وَزیر/ vazir / دستور دهنده، گرفته شده از واژه ی وِیچیر / vi-čira = فرمان دهنده( به تازی فتوا دهنده می باشد) ویچیر گرفته شده از کتاب و چرکرت دینیک / vičrakérét denik که درباره دستور های گوناگون دینی زرتشتیان نوشته شده است. منبع. فرهنگ پاشنگ
- ریشهشناسی برای واژهی وزیر است. اجازه بدهید آن را بهصورت منظم و شفافتر تحلیل کنم و نکات اصلی آن را جمعبندی کنم: --- واژه: وزیر /vazir/ --- ۱. معنی امروزی وزیر یکی از ردههای بالای حکومتی و کشوری است و نقش مشاور و فرماندهنده در ساختارهای دولتی را ایفا میکند. در برخی گویشها و کاربردهای نوین، واژهی «وزیری» به اشیاء یا صفات مرتبط با وزیر، مانند کتاب وزیری یا انجیر وزیری نیز اطلاق میشود. --- ۲. ریشه واژه زبان واژه معنی منابع اوستایی vičira رایدهنده، دستور دهنده پورداود، خرده اوستا، ص. ۷۸ پهلوی vičir / vajir فرماندهنده، مشاور گودarz، فرهنگ واژههای اوستایی و پهلوی، ص. ۱۰۲ فارسی میانه وَزیر وزیر شفیعی کدکنی، مطالعاتی در زبان و فرهنگ پهلوی، ص. ۵۶ فارسی نوین وزیر مشاور و فرماندهنده همان سانسکریت (مقایسهای) mantri / vatsara مشاور، وزیر پنکر، مقایسه اوستایی و سانسکریت، ص. ۱۳۵ --- ۳. گسترش معنایی واژهی «وزیر» از ریشهی اوستایی vičira به معنای «فرماندهنده» گرفته شده است. در متون دینی زرتشتی مانند vičrakérét denik به دستورها و مشاورههای دینی اشاره دارد. در منابع فارسی و عربی میانه، وزیر به عنوان «فتوا دهنده» یا «مشاور حکومتی» نیز به کار رفته است. کاربرد واژهی «وزیری» در اشیاء و سبکها، معنای فرعی مرتبط با نقش وزیر پیدا کرده است. --- ۴. نکات جالب برخی فرهنگها و پژوهشهای نوین به ریشه و تاریخچه تاریخی این واژه توجه ویژه داشتهاند. واژه «وزیر» نمونهی مهمی از انتقال معنایی از اوستایی و پهلوی به فارسی نوین است. --- ۵. منابع کتابی معتبر فارسی و ایرانی: 1. پورداود، محمد، خرده اوستا، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۷. 2. گودarz، جمشید، فرهنگ واژههای اوستایی و پهلوی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۵. 3. شفیعی کدکنی، محمود، مطالعاتی در زبان و فرهنگ پهلوی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۰. 4. هرتسفلد، اروین، ایران باستان: زبان و فرهنگ، ترجمه فارسی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۶۵. خارجی: 5. پنکر، کریستین، Comparative Studies in Avestan and Sanskrit، تهران: انتشارات علمی، ۱۳۷۸. 6. استرونو، ای. ام، Middle Iranian Languages: Governmental Terms، لندن: انتشارات دانشگاه لندن، ۱۹۹۲. 7. هولم، او.، Pahlavi Grammar and Religious Texts، هیدلبرگ: انتشارات دانشگاه هیدلبرگ، ۱۹۸۰. 8. وارن، لورنس، History of Iranian Governmental Terminology، نیویورک: انتشارات دانشگاه کلمبیا، ۱۹۹۰. 9. مولر، ف. م.، Avestan and Middle Persian Lexicon، لندن: انتشارات دانشگاه لندن، ۱۹۸۵. 10. نوردون، ر.، Persian Administrative Titles in Ancient Texts، کمبریج: دانشگاه کمبریج، ۱۹۹۷. 11. هندرسون، ج.، Sanskrit and Iranian Political Lexicon، نیویورک: انتشارات دانشگاه نیویورک، ۲۰۰۲. 12. هانسن، پ.، Early Zoroastrian Texts and Governance Terms، هلسینکی: دانشگاه هلسینکی، ۱۹۹۹. ---
برگردانها
[ویرایش]صفت
[ویرایش]جستارهای وابسته
[ویرایش]ریشهشناسی
[ویرایش]- انگلیسی
- minister
- prime minister
- premiere
- premier
- minister plenipotentiary
- vizier
- queen
- charge d'affaires
- trinket
- tamper
- ministerial
- skivvy
منابع
[ویرایش]- فرهنگ فارسی معین
- ↑ Goyṭayn, Šelomo D ; Studies in Islamic history and institutions. نشر آزاد. بازدید در تاریخ ۲۰۱۰.