پرش به محتوا

ول

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • گیرش‌شده از بهاری: ویل

آوایش

[ویرایش]
  • /وِل/

صفت منفی به‌معنی رهاشده به حال خود، آزاد و رها از جنبه منفی (بی‌هدف و مضر).

مشابهات

[ویرایش]
  • آویزان
  • بی‌بندوبار
  • بی‌قید
  • بیخیال
  • بیهوده‌گو
  • پلاس
  • رها
  • علاف
  • گسیخته
  • لاابالی
  • لاشی
  • هرز

مشتقات

[ویرایش]

دژول

شل و ول

ول دادن/کردن

ول‌کردنی

ول‌کن

ول‌معطل

ولخرج

ولگرد

ولنجک(؟)

ولنگ و واز

ولنگار

ولو

منابع

[ویرایش]
  • دائرةالمعارف جاوید
  • فرهنگ معین
ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین