نتایج جستجو

پرش به: ناوبری، جستجو
فارسی:

  • accusative (جمع accusatives) [[(دستورزبان) حالت مفعولی]] مفعول
    ۷۲۵ بایت (۷ واژه) - ‏۲۴ دسامبر ۲۰۱۵، ساعت ۰۳:۵۱
  • آیپا: [kaɾ] kar (حالت مفعولی معین karı، جمع karlar) برف
    ۶۲۵ بایت (۱۰ واژه) - ‏۹ ژانویهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۲۱:۰۳
  • می‌سازد: ساختمان. در ضمیر شخصی متصل اول شخص جمع: الف - در حالت اضافی (ملکی) کتابمان. ب - در حالت مفعولی: گفتمان (به ما گفت) فرهنگ لغت معین انگلیسی our parallel
    ۱ کیلوبایت (۸۰ واژه) - ‏۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۰۸:۴۹
  • خانة زنبور عسل. ضمیر متصل در دو حالت مفعولی «گفتشان»، اضافی «قلمشان». فرهنگ لغت معین انگلیسی their status rank importance grandeur dignity infra dig
    ۲۴۹ بایت (۲۷ واژه) - ‏۹ نوامبر ۲۰۱۲، ساعت ۰۳:۴۶
  • الگو:da-noun kind nature species الگو:da-noun-infl از واژهٔ لاتین artem، حالت مفعولی و مفرد ars art مذکر (جمع arts) آنچه برای ذهن دلپذیر باشد. هنر artiste
    ۱۶ کیلوبایت (۴۴۴ واژه) - ‏۲۸ نوامبر ۲۰۱۵، ساعت ۱۷:۱۸
  • shape (جمع shapes) شکل حالت وضعیت to shape (سوم شخص مفرد حال ساده shapes، صفت فاعلی shapeing، گذشته ساده و اسم مفعولی shapeed)
    ۶۷۹ بایت (۲۳ واژه) - ‏۲۶ اکتبر ۲۰۱۵، ساعت ۰۰:۲۶
  • -eɪm در انگلیسی قدیمی scamu است. با شرم فارسی آن را مقایسه کنید. حیا و حالت انفعال و عفتی که برای شخص هنگام حرف زدن و یا کردن کاری حاصل می شود. ‎When
    ۳ کیلوبایت (۲۲۵ واژه) - ‏۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۲۲:۵۲
  • hibernating، گذشته ساده و اسم مفعولی hibernated) (فعل لازم) سپری کردن زمستان در بی‌هوشی. (فعل لازم) (رایانش) وارد شدن به حالت انتظار که انرژی را بدون از
    ۹۷۹ بایت (۶۲ واژه) - ‏۲ دسامبر ۲۰۱۵، ساعت ۱۸:۴۴
  • (کَ) پهلوی سینه و صدر. بغل، پهلو. نوار یا تسمه‌ای که دارای حالت ارتجاعی است مخصوصاً بندی که در آن نوار یا نوارهای لاستیکی به کار رفته باشد. فرهنگ
    ۳ کیلوبایت (۲۵۱ واژه) - ‏۶ اوت ۲۰۱۵، ساعت ۱۱:۲۶
  • وغ زده (رده صفت‌های مفعولی فارسی)
    (وَ. زَ دِ) (عا.) وق زده ؛ چشم بی حالت و بیرون پریده. جای ساکت و خاموش. سرد، بدون گرما. فرهنگ لغت معین
    ۱۷۵ بایت (۲۲ واژه) - ‏۹ نوامبر ۲۰۱۲، ساعت ۱۷:۲۳
  • brag (سوم شخص مفرد حال ساده brags، صفت فاعلی bragging، گذشته ساده و اسم مفعولی bragged) داشتن غرور بیش از اندازه به خاطر داشتن چیزی یا توان انجام کاری
    ۳ کیلوبایت (۱۳۸ واژه) - ‏۱ ژوئن ۲۰۱۵، ساعت ۲۳:۱۲
  • (با مفعول، بدون مفعول، انعکاسی) شکسته شدن به اجزای سازنده، تجزیه شدن، به حالت اولیه یا ساده تر رسیدن. (رایانه) پیدا کردن آدرس آیپی یک کاربر. (کم کاربرد،
    ۴ کیلوبایت (۳۰۳ واژه) - ‏۱۷ ژوئن ۲۰۱۵، ساعت ۰۴:۵۲
  • معنی air در انگلیسی (وانمود، تظاهر، ادعا) avoir l'air (به نظر رسیدن یا حالت فرد) ira rai air لاتین شدهٔ 𐌰𐌹𐍂 air آب air آب آیپا: /er/
    ۲۲ کیلوبایت (۸۳۸ واژه) - ‏۶ ژانویهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۲۰:۲۲