پاسیدن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(دَ)

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. نگهبانی کردن، پاس داشتن.
  2. مواظبت کردن.
  3. لمس کردن، پسودن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین