پاشیدن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(دَ)

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. ریختن، پراکنده کردن.

مصدر لازم[ویرایش]

  1. متلاشی شدن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

فعل[ویرایش]

  1. افشاندن. گستردن. پخش کردن. پاش دادن. ریختن چیزی بشکل اجزای کوچک بر چیزی دیگر.

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

فعل[ویرایش]

spruzzare

sparpagliare

فعل[ویرایش]

schizzare

انگلیسی
strew