پرش به محتوا

پد

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /پَد/

اسم

[ویرایش]

پَد (گیاهی)

  1. تبریزی.
  2. پده: چوب پوسیده که آن را آتش‌گیره کنند. حرا.

اسم

[ویرایش]

پِد (پزشکی)

  1. پارچه یا دستمال نرم و پاکیزه‌ای که روی زخم می‌گذارند.
  2. نوار بهداشتی، پارچه استریل همراه با وسایل استریل شده داخل آن برای انجام جراحی یا هرگونه عمل پزشکی.
  • بهاری

اسم

[ویرایش]

پُد

  1. پود، تار و پود، نخ نازک که در قالی بافتن استفاده می‌گردد.

ریشه شناسی۲

[ویرایش]

پِد

  1. گاهی به صورت اصطلاح باستانی پت نیز مسموع می‌گردد.
  2. جاخوش کردن، ریشه دواندن، گره زدن.
    پِد باقلَدِ.
    ریشه دواند.



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین