پد
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- فارسی
آوایش
[ویرایش]- /پَد/
اسم
[ویرایش]پَد (گیاهی)
- تبریزی.
- پده: چوب پوسیده که آن را آتشگیره کنند. حرا.
اسم
[ویرایش]پِد (پزشکی)
- پارچه یا دستمال نرم و پاکیزهای که روی زخم میگذارند.
- نوار بهداشتی، پارچه استریل همراه با وسایل استریل شده داخل آن برای انجام جراحی یا هرگونه عمل پزشکی.
- بهاری
اسم
[ویرایش]پُد
- پود، تار و پود، نخ نازک که در قالی بافتن استفاده میگردد.
ریشه شناسی۲
[ویرایش]پِد
- گاهی به صورت اصطلاح باستانی پت نیز مسموع میگردد.
- جاخوش کردن، ریشه دواندن، گره زدن.
- پِد باقلَدِ.
- ریشه دواند.
- پِد باقلَدِ.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین