پرش به محتوا

پرخو

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

(پَ خُ)


پُرْخُوْ :(porkhow) در گویش گنابادی یعنی خمیده ، شکسته ، پُر خُم

اسم

[ویرایش]
  1. فرخو: پیراستن درختان، بریدن شاخه‌های زیادی اشجار.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین