پشیزه
ظاهر
فارسی
[ویرایش](پَ زِ)
اسم
[ویرایش]- پشیز:
- پولک فلزی ریز که بر جامه یا هر چیز دیگر بدوزند.
- چیزی است از برنج و امثال آن که مابین دسته و تیغة کارد وصل کنند برای استوا
ریشه
[ویرایش]- چرمی که در دامن خیمه دوزند و پایزه بدان استوار کنند.
- آن چه از آهن که برای زینت بر در و تخته کوبند.
- فلس ماهی، پولک ماهی.
- فلس سیمین یا آهنین بر عنان اسب، زر یا سیم چون فلس ماهی که کمربند را سراسر بدان پوشند و از آن چون فلس جدا جدا کنند تا کمربند را توان تافت و نوردید.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین