پرش به محتوا

پشیزه

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

(پَ زِ)

اسم

[ویرایش]
  1. پشیز:
  2. پولک فلزی ریز که بر جامه یا هر چیز دیگر بدوزند.
  3. چیزی است از برنج و امثال آن که مابین دسته و تیغة کارد وصل کنند برای استوا

ریشه

[ویرایش]
  1. چرمی که در دامن خیمه دوزند و پایزه بدان استوار کنند.
  2. آن چه از آهن که برای زینت بر در و تخته کوبند.
  3. فلس ماهی، پولک ماهی.
  4. فلس سیمین یا آهنین بر عنان اسب، زر یا سیم چون فلس ماهی که کمربند را سراسر بدان پوشند و از آن چون فلس جدا جدا کنند تا کمربند را توان تافت و نوردید.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین