پرش به محتوا

پنیرتن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

(~. تَ)

اسم مرکب

[ویرایش]
  1. ماده‌ای است سرخ - رنگ مایل به سیاهی که از جوشانیدن آب کشک حاصل کنند و آن به غایت ترش است، کشک سیاه، قره قورت، ترف سرخ، لیولنگ.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین