پِس
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- دهششده به فارسی: پس
دهششده به پهلوی: پُس
آوایش
[ویرایش]- /پِس/
صفت نسبی بهاری
[ویرایش]پِس
- مترادف چسو در فارسی، بیعرضه، تنبل و مانند آنها.[۱]
- پِسْ: در گویش گنابادی یعنی دارایی، ثروت، مال، اندوخته، پول.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ شمس
پانویس
[ویرایش]- ↑ گویش بهاری مفعول، زیر قرار گرفتن با کوچکترین اشاره، پِسطئوق یعنی مرغ مطیع و رام.