پیمودن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه شناسی[ویرایش]

آوایش[ویرایش]

Nuvola apps bookcase2.png مصدر متعدی[ویرایش]

پیمودن

  1. عبور کردن از جایی و طی کردن آن.
  2. پشت‌سر گذاشتن، گذراندن، سپری کردن.
  3. اندازه گرفتن.
  4. مساحت کردن.
  5. طی کرده راه.

Nuvola apps bookcase2.png فعل[ویرایش]

  1. گذراندن. طی کردن.
  2. پیمانه کردن، در جام ریختن.

واژه‌های مشتق‌شده[ویرایش]



––––

برگردان‌ها[ویرایش]

منابع[ویرایش]