چراغ

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(چِ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. کلمه فارسی است.در ارمنی باستانی črag است و از زبان‌های ایرانی وام گرفته شده است.

اسم[ویرایش]

  1. آلتی که در تاریکی آن را روشن کنند و آن دارای اقسامی چند

استعاره[ویرایش]

  1. ~ چشمک زن نوعی چراغ راهنمایی که به طور متناوب و لحظه‌ای خاموش و روشن می‌شود. ؛~ جادو یا ~ علاءالدین چراغی افسانه‌ای منسوب به علاءالدین یکی از پهلوانان داستان‌های «هزارو یک شب» که به وسیلة آن کارهای عجیب و سحرآمیز انجام می‌داد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

  • انگلیسی:lamp
ایتالیایی

اسم[ویرایش]

lampada

luce

اسم[ویرایش]

lume

انگلیسی
light