پرش به محتوا

کاٰل

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • دهش‌شده به فارسی: کال

آوایش

[ویرایش]
  • /کاٰل/

صفت بهاری

[ویرایش]

کال

  1. مترادف نارس در زبان فارسی، هر میوه‌ای که هنوز وقت چیدن یا تناول آن مانند سیب یا هندوانه نرسیده باشد.
    یِتِش می‌یِد، کال دِ.
    نرسیده هنوز، کال است.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ شمس