پرش به محتوا

کسف

از ویکی‌واژه

(کَ)

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌شناسی

[ویرایش]

مصدر متعدی

[ویرایش]
  1. بریدن، پاره کردن.
  2. افکندن حرف متحرکی راکه در آخر جزو باشد، یعنی مفعولات را بدل به مفعولن کردن.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین