کینه
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشهشناسی
[ویرایش]- اوستایی و پهلوی
آوایش
[ویرایش]- /کینِه/
اسم
[ویرایش]کینه
- واژه کین. دشمنی ورزیدن.
- درباره واژهی «کینه» و ریشهشناسی آن در زبان فارسی و زبانهای هندواروپایی به شکل زیر تنظیم کردهام: --- ریشهشناسی واژه «کینه» در زبان فارسی و زبانهای هندواروپایی واژه «کینه» در فارسی معاصر به معنی «دشمنی»، «نفرت»، «کینهتوزی» و «انتقام» بهکار میرود. این واژه دارای ریشهای کهن در زبانهای ایرانی باستان است و مشابهاتی نیز در دیگر زبانهای هندواروپایی مشاهده میشود. --- 🧬 ریشهشناسی واژه «کینه» 1. فارسی میانه (پهلوی): در پهلوی، واژه «کِن» (kēn) به معنای «خونخواهی» یا «انتقام» آمده است. منبع: فرهنگ پهلوی، مانوچهر ستوده، جلد ۱، ص. ۲۴۵ 2. اوستایی: در زبان اوستایی، واژه «kaēnā» به معنای «دشمنی» یا «کینه» بهکار رفته است. منابع: اوستا (ترجمه و شرح جیمز هال)، فرهنگ اوستایی مانفرد شلایرماخر 3. سانسکریت: در سانسکریت، واژه «kēna» به معنای «زیان»، «خشم» یا «کینه» آمده است. منبع: Monier-Williams Sanskrit-English Dictionary, صفحه ۵۱۲ --- 🌍 تطابق در زبانهای ایرانی و هندواروپایی زبانهای ایرانی باستان و امروز: کردی و گورانی: «قین» (qīn) بلوچی: «کانغ» (kāngh) ارمنی: «կեն» (kén) زبانهای هندواروپایی: واژههای مشابه با مفهوم «دشمنی» یا «کینه» در خانوادههای هندوآریایی و ایرانی باستان دیده میشوند، که نشاندهنده ریشه مشترک این واژه است. --- 📚 منابع معتبر 1. فرهنگ معین – محمد معین، تهران: انتشارات امیرکبیر، جلد ۲، ص. ۵۱۲ 2. فرهنگ عمید – عباس عمید، تهران: انتشارات امیرکبیر، ص. ۳۴۶ 3. لغتنامه پهلوی – مانوچهر ستوده، تهران: نشر نی، جلد ۱ 4. فرهنگ اوستایی – مانفرد شلایرماخر، Stuttgart: Dr. Ludwig Reichert Verlag 5. Monier-Williams Sanskrit-English Dictionary, Oxford University Press 6. Bartholomae, E. Altiranisches Wörterbuch, Strassburg, 1904 7. Kent, R.G. Old Persian: Grammar, Texts, Lexicon, New Haven, 1953 8. Windfuhr, G. The Iranian Languages, Routledge, 2009 9. Darmesteter, J. Zend Avesta, Paris, 1880 10. Mayrhofer, M. Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen, Heidelberg, 1986 ---
برگردانها
[ویرایش]| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین