پرش به محتوا

گل افتادن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /گُل/اُفتادن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

گل‌‌افتادن (مجاز)

  1. (گفتگو): برافروخته و سرخ شدن، چنانکه صورت و گونه.
    صورت داوود در اثر یک جفت کشیده‌ای که از رئیس کنترل‌چی‌ها خورده، گُل افتاده. «مسعود دیانی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن