پرش به محتوا

گل انداختن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /گُل/اَنداختن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

گل‌ (مجاز)

  1. (گفتگو): کاملاً سرخ شدنِ زغال و مانند آن. گرم شدن.
  2. (مجاز): سرخ و برافرخته شدن چنانکه صورت و‌گونه.
  3. کشیدن و دوختن نقش یا طرحی، بویژه نقش یا طرحی به شکل گل بر روی پارچه.
  4. با پارچه بر روی سطح صیقلی مانند کاشی، موزاییک، و آیینه حلقه‌هایی به شکل گل ایجاد کردن. نقش انداختن.
  5. (مجاز): گل کردن.
  6. (مجاز): سرخ شدن و لکه‌لکه شدن پوست، تاول زدن.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین