پرش به محتوا

یال

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • گیرش‌شده از بهاری: یٰال

آوایش

[ویرایش]
  • /یال/

اسم

[ویرایش]

یال

  1. (جانوری): موهای پر پشت و بلند که روی گردن برخی حیوانات نانند شیر و اسب می‌روید.
  2. (جغرافیا): خط‌الرأس کوه.
  3. (ریاضی): خطی که محل تقاطع دو صفحه یک شکل فضایی است.
  4. (قدیم): قد و قواره، هیکل، یال و گوپال. عیال.
  5. در سنت ایرانی (اوستایی، پهلوی، فارسی نو) و هم در ترکی وجود دارد، اما مسیر و ریشه‌شناسی آن‌ها یکی نیست و شباهت شکلی بیشتر حاصل تماس یا تصادف است.
  6. اوستایی: صورت‌هایی مانند yāra- / yāraθa- در اوستا آمده‌اند به معنی «مو، کرک، یال حیوان» (Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch, 1904: 1287).
  7. پهلوی (فارسی میانه): در متون پهلوی واژه‌ی yāl مستقیماً به معنای «یال اسب، یال حیوان» دیده می‌شود (MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary, 1971: 95).
  8. فارسی نو: همان صورت یال ادامه یافته است، بدون تغییر بنیادین در آوا و معنا.
  9. دیگر زبان‌های ایرانی خاوری:سغدی: yrʾl / yāl به معنای یال و مو (Gharib, Sogdian Dictionary, 1995: 327).
  10. خوارزمی: yāl نیز به معنای یال حیوان (Henning, Mitteliranische Manichaica, 1940).
  11. ریشه‌ی هندواروپایی: بیشتر پژوهشگران آن را از ریشه‌ی PIE *wel- / *wal- («پشم، مو، کرک») می‌دانند. این ریشه در زبان‌های اروپایی هم بازتاب دارد:
  12. ترکی: در زبان‌های ترکی قدیم و امروزین واژه‌ی yal وجود دارد به معنای «یال اسب یا حیوان» (Clauson, An Etymological Dictionary of Pre-Thirteenth-Century Turkish, 1972: 896).
  13. این واژه در متون ترکی اورخون (قرن 8 میلادی) به صورت yal ضبط شده و معنای آن همان یال حیوان است.
  14. در ترکی آذری، ترکی استانبولی و دیگر شاخه‌ها هم به همان معنا به‌کار می‌رود.
  15. پژوهش‌های زبان‌شناسی تطبیقی (مانند Clauson 1972 و Doerfer, Türkische und mongolische Elemente im Neupersischen, 1963–1975) نشان می‌دهد که «yal» در ترکی و «یال» در ایرانی دو ریشه‌ی مستقل دارند.
  16. ترکی: ریشه‌ی بومی خانواده‌ی آلتایی (یا دست‌کم شاخه‌ی ترکی).
  17. ایرانی: ادامه‌ی ریشه‌ی هندواروپایی wel- / wal-.
  18. جمع‌بندی: «یال» در فارسی (اوستایی → پهلوی → فارسی نو) ریشه‌ی هندواروپایی دارد. «yal» در ترکی ریشه‌ی مستقل ترکی/آلتایی دارد.

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]


ترجمه
  • انگلیسی: mane

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
  • Bartholomae, Christian. Altiranisches Wörterbuch. 1904.
  • MacKenzie, D. N. Concise Pahlavi Dictionary. 1971.
  • Gharib, B. S. Sogdian Dictionary. 1995.
  • Henning, W. B. Mitteliranische Manichaica. 1940.
  • Pokorny, Julius. Indogermanisches Etymologisches Wörterbuch. 1959.
  • Clauson, Gerard. An Etymological Dictionary of Pre-Thirteenth-Century Turkish. 1972.
  • Doerfer, Gerhard. Türkische und mongolische Elemente im Neupersischen. 1963–1975.