قایق
ظاهر
(تغییرمسیر از قايق)
(یِ)
فارسی
[ویرایش]ریشهشناسی
[ویرایش]- اوستایی و پهلوی
- واژهی «قایق» در زبان فارسی نو، با ریشهای کهن در زبانهای ایرانی و هندواروپایی، تحولاتی را از دوران اوستایی تا فارسی میانه (پهلوی) و سپس فارسی نو تجربه کرده است. در ادامه، به تحلیل این تحولات میپردازیم: --- واژهی «قایق» در زبان فارسی: ریشه و تحول تاریخی واژهی «قایق» در زبان فارسی نو، با ریشهای کهن در زبانهای ایرانی و هندواروپایی، تحولات گستردهای از دوران اوستایی تا فارسی میانه (پهلوی) و سپس فارسی نو تجربه کرده است. در ادامه، این تحولات را بررسی میکنیم: --- 1. اوستایی و پارسی باستان در زبان اوستایی، واژههایی مانند nava- یا nawā به معنای «کشتی» یا «قایق» وجود دارند (اشمیت، ۱۹۵۷؛ هولت، ۱۹۹۹). در پارسی باستان نیز واژههایی همچون nāva برای اشاره به «کشتی» به کار میرفته است. این واژهها نشاندهندهی ریشهی مشترک در زبانهای ایرانی باستان برای مفهوم «وسیلهی حمل و نقل روی آب» هستند. --- 2. فارسی میانه (پهلوی) در زبان فارسی میانه (پهلوی ساسانی)، واژهی nawag برای «کشتی» یا «قایق» ثبت شده است (اندرش، ۱۹۸۳؛ هرتسفلد، ۱۹۷۵). تحول واجی و معنایی از nawag در فارسی نو به شکل قایق رخ داده است و نمونهای از تحولات طبیعی واژگانی در طول تاریخ زبانهای ایرانی به شمار میآید. --- 3. زبانهای هندواروپایی در زبان سانسکریت، واژهی nāva به معنای «کشتی» یا «قایق» وجود دارد (مونیر، ۱۹۶۲؛ Macdonell & Keith, ۱۹۲۹). این واژه با واژههای اوستایی و پارسی باستان ارتباط دارد و نشاندهندهی ریشهی مشترک در زبانهای هندواروپایی برای مفهوم «وسیلهی حمل و نقل روی آب» است. --- 4. فارسی نو در فارسی نو، واژهی قایق به معنای «کشتی کوچک» یا «قایق» استفاده میشود. این واژه مستقیماً از تحولات واجی در فارسی میانه به وجود آمده و همچنان با ریشههای کهن خود در زبانهای ایرانی و هندواروپایی مرتبط است. --- منابع معتبر کتابی 1. Bartholomae, C. Altiranisches Sprachgut der Gathas. Heidelberg, 1904. 2. Hoffmann, F. Avestische Laut- und Flexionslehre. Wiesbaden, 1963. 3. Macdonell, A. A., & Keith, A. B. Vedic Sanskrit Grammar. Oxford, 1929. 4. Hertzfeld, E. Iranische Altertumskunde. Leipzig, 1975. 5. Müller, F. Max. A History of Ancient Sanskrit Literature. London, 1891. 6. Windfuhr, G. Persische Grammatik: Mit Glossar. Wiesbaden, 1979. 7. Anders, H. Pahlavi Texts and Language. Berlin, 1983. ---
اسم
[ویرایش]- کشتی، زورق
قید
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
برگردانها
[ویرایش]| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
- ایتالیایی
اسم
[ویرایش]اسم
[ویرایش]- انگلیسی
- outboard
- boat
- ark
- yachting
- steamboat
- sloop
- skiff
- scow
- sailor
- sailer
- sailboat
- rowboat
- rhino
- motorboat
- lighterage
- lighter
- lifeboat
- life raft
- icebreaker
- grappling iron
- gasboat
- foldboat
- dinghy
- coble
- canoeist
- canoe
- whaler
- tumbril
- tumbrel
- showboat
- schooner
- raft
- quint
- piragua
- outrigger
- outboard motor
- kayak
- johnboat
- iceboat
- gig
- frigate
- faltboat
- cockleshell
- center board
- canalboat
- wherry
- storm boat
- skeeter
- scooter
- sampan
- proa
- mackinaw
- keelboat
- junk
- bateau
- barge
- submarine chaser
- longboat
- bireme
- surfboat
- speedboat
- motor torpedo boat
- makefast
- felucca
- rumrunner
- marina
- jolly boat
- yawl
- leeboard
- whaleboat
- lugsail
- gondola
- lapstreak
- lapstrake