مالیات
ظاهر
(تغییرمسیر از ماليات)
فارسی
[ویرایش]ریشهشناسی
اوستایی و پهلوی
اسم
[ویرایش]- پولی که دولت برای کارهای عمومی و ادارة کشور از مردم میگیرد، تاکس.
- باج، خرا
- واژه «مالیات» باشد و ریشهشناسی آن با منابع آکادمیک مستند شود. در ادامه متن جمعبندی و منابع معتبر کتابی آورده شده است: --- 🔹 ریشهشناسی واژه «مالیات» ۱. واژه «مالیات» در فارسی «مالیات» از ریشهی مال + پسوند -یات ساخته شده است. ریشه «مال» به معنای دارایی، اموال است و همانطور که پیشتر توضیح داده شد، از فارسی باستان و اوستایی میآید: زبان واژه معنا ریشه اوستایی marezaiti ساییدن، مالیدن، پاک کردن *mel- / *mle- (هندواروپایی) پهلوی māl- مالیدن، کشیدن همان ریشه فارسی نو مال دارایی، اموال از مسیر معنایی «مالیدن → چیزی که به دست میآید → مال» پسوند -یات برای تشکیل اسامی انتزاعی و مجموعهها در فارسی استفاده میشود، مشابه «ثروت → ثروتیات (مالیات)» در مفهوم مالکیت و دارایی عمومی. معنای «مالیات» به طور مشخص به بخشی از دارایی که به دولت یا حکومت داده میشود اشاره دارد. ۲. مسیر تحول معنایی > «مال» (دارایی) + «-یات» (مجموعه / انتزاع) → «مالیات» (بخشی از دارایی که به حکومت پرداخت میشود) این واژه در فارسی نوین و متون قانونی از قرن ۱۳ هجری به بعد تثبیت شده است. واژهی «مالیات» معادل مستقیم عربی ندارد و در متون حقوقی فارسی برای اولین بار در دوره صفویه و قاجاریه دیده میشود. --- 📚 منابع معتبر برای واژه «مالیات» 1. نورایی، علیمحمد. فرهنگ ریشه واژگان فارسی. تهران: سمت، ۱۳۹۵. 2. حسن انوری. فرهنگ بزرگ سخن. تهران: سخن، ۱۳۸۱. 3. Karl Hoffmann, Aufsätze zur Indoiranistik, Wiesbaden: Reichert Verlag, 1975. 4. Christian Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch (AIW), Strassburg, 1904. 5. Manfred Mayrhofer, Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen (EWAia), Heidelberg: Winter, 1986–2001. 6. MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. London: Oxford University Press, 1971. 7. Bailey, Harold Walter. Zoroastrian Problems in the Ninth-Century Books. Oxford: Clarendon Press, 1943. --- ✅ جمعبندی: واژهی مالیات در فارسی ریشهای کهن دارد: بخش «مال» از ریشهی اوستایی و پهلوی → *mel- / *mle- (هندواروپایی) پسوند «-یات» برای ایجاد اسامی انتزاعی معنای نهایی «مالیات» = بخشی از دارایی که به حکومت پرداخت میشود ---
جمع
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
برگردانها
[ویرایش]- ایتالیایی
اسم
[ویرایش]اسم
[ویرایش]- انگلیسی
- taxation
- tax
- scot
- scat
- levy
- impost
- imposition
- taxpayer
- taxable
- surtax
- stress
- single tax
- scatt
- rateable
- ratable
- leviable
- excise
- direct tax
- deductible
- capital levy
- assessment
- tax free
- tax exempt
- surcharge
- scot free
- quint
- publican
- poll tax
- levier
- indirect tax
- income tax
- incidence
- impose
- death duty
- death duties
- cess
- catchpoll
- catchpole
- capitation
- assess
- tax evasion
- sales tax
- overtax
- gaduate
- indiction
- frankpledge
- withholding tax
- heriot