گیلاس
ظاهر
(تغییرمسیر از گيلاس)
فارسی
[ویرایش]ریشهشناسی
[ویرایش]- اوستایی و پهلوی و سانسکریت
اسم
[ویرایش]- فنجان، لیوان مخصوصاً لیوان پایه دار بلو
- 🌱 پیوند «گیل» و «آس» در ساخت واژهی «گیلاس» 🍒 واژهی «گیلاس» در فارسی میتواند از ترکیب دو جزء کهن «گیل» و «آس» پدید آمده باشد: 1️⃣ گیل 🌍 «گیل» در منابع اوستایی و پهلوی به معنای زمین، خاک یا سرزمین حاصلخیز آمده است. این ریشه با جغرافیای شمال ایران و نواحی مرطوب گیلان و مازندران همخوانی دارد و نشاندهندهی پیوند زبان با محیط طبیعی است. 2️⃣ آس 🌸 «آس» در زبانهای ایرانی میانه و ریشههای هندواروپایی (مانند ās- و āsu- در سانسکریت) با مفاهیمی مانند زندگی، نیرو، باروری و میوهی زاینده پیوند دارد. در فارسی میانه و نو، پسوند یا جزء «آس» در نامهایی مانند «چغآس»، «گلآس» یا «سیبآس» در گویشهای شمال ایران به میوه یا دانه اشاره میکند. 🔗 ترکیب معنایی با توجه به این دو جزء، «گیلاس» را میتوان بهصورت ترکیبی از دو مفهوم کهن تعبیر کرد: گیل + آس → میوه یا زادهی زمین حاصلخیز یا به بیان استعاری: میوهای برآمده از خاکِ زنده و بارور. 🍀 این تحلیل با منشأ طبیعی گیلاس (درختی خودرو در نواحی مرطوب شمال ایران) همخوانی دارد و نشاندهندهی پیوند زبان و فرهنگ بومی با طبیعت است. 🌿 --- 🏁 نتیجهگیری جزء نخست «گیل» ریشهای کهن در زبانهای ایرانی و هندواروپایی دارد و به معنای زمین و خاک است. جزء دوم «آس» در فرهنگ ایرانی و سانسکریت با زندگی، میوه و زایش پیوند دارد. ترکیب این دو جزء در «گیلاس» بازتابدهندهی مفهومی بومی و اسطورهمحور از زایش و باروری زمین است. 🍇 --- 📚 منابع پیشنهادی اوستایی 1. Darmesteter, J. Avesta: The Zend-Avesta. Paris: 1880. 2. Kent, R. G. The Textual Criticism of the Avesta. London: 1953. 3. Hoffmann, K. Handbuch der Avestischen Sprache. Berlin: 1875. 4. Bartholomae, C. Altiranisches Wörterbuch. Leipzig: 1904. پهلوی 5. MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. London: 1971. 6. Boyce, Mary. Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices. London: 1979. 7. West, E. W. Pahlavi Texts. Oxford: 1883. 8. Gignoux, Ph. Dictionnaire Pahlavi-Français. Paris: 2007. سانسکریت 9. Monier-Williams, M. A Sanskrit-English Dictionary. Oxford: 1899. 10. Macdonell, A. A. A Sanskrit Grammar for Students. London: 1910. 11. Whitney, W. D. Sanskrit Grammar. Cambridge: 1889. 12. Böhtlingk, O., Roth, R. Sanskrit-Wörterbuch. St. Petersburg: 1855–1875. ---
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
- درختی است از تیره گل سرخیان که دارای گونههای مختلف
استعاره
[ویرایش]- میوه اش سفت و خوشمزه و شیرین
استعاره
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
اسم
[ویرایش]- گیلاس
برگردانها
[ویرایش]ترجمهها
- ایتالیایی
اسم
[ویرایش]- انگلیسی
- glass