پرش به محتوا

آزپست

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]

آوایش

[ویرایش]
  • آز/پِسِت/

صفت بهاری

[ویرایش]

آزپست

  1. (غیرمؤدبانه): مترادف منع چُس مکرر در زبان فارسی، زمانی صرف می‌گردد که یکی در میان جمع بیش از حد باد شکم خالی کند.
    آز پِسِت، دِوو اِلَیهَ!
    کم بچُس، پاشو اون‌ور!

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ شمس