آویخته

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(تِ)

صفت مفعولی[ویرایش]

  1. آویزان شده، معل

قید[ویرایش]

  1. چنگ زده، تمسک جُسته.
  2. مورد سؤال قرار گرفته.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
underhung