ارمک
ظاهر
فارسی
[ویرایش]
ریشه لغت
[ویرایش]- فارسی
آوایش
[ویرایش]- /اُرمَک/
اسم
[ویرایش]ارمک (گیاهی)
- خانوادهای از بازدانگان که درختچهای با بوته هستند، فاقد برگ مشخصاند، و مصرف دارویی دارند. ریشبز، افدرا.
- پارچه پشمینه، پارچه.ای پنبهای به رنگ خاکستری. کلاه پشمین، صوف. [۱]
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
پانویس
[ویرایش]- ↑ از ایرانی میانه. همریشه با اوستایی vārəθman «جوشن، خفتان»، آسی ormeg / wormeg «خفتان از پشم شتر»، ارمنی (vermak) վերմակ «پتو»، وامواژه از فارسی میانه.