اسافل
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- عربی
آوایش
[ویرایش]- /اَسافِل/
اسم
[ویرایش]اسافل (قدیم)
- افراد فرودست جامعه، فرودستان، زیردستان. طبقه دست، طبقات پایین. جمع اَسفَل.
کهنواژه
[ویرایش]- اسافل ممکن است در زبان معیار باستان بصورت اَ - ساف - ائل قابل تجزیه باشد؛ و ساف در اصطلاح فوق صاف بوده و کل اصطلاح به معنی قبیله صاف و روشن پوست بوده است.
واژههای مشتق شده
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین/ فرهنگ شمس