استخوانبندی
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- فارسی
آوایش
[ویرایش]- /استخوان/بندی/
اسم مرکب
[ویرایش]استخوانبندی (جانوری)
- مجموعه استخوانهای جانوران مهرهدار و اتصالات غضروفی آنها. کالبد، اسکلت.
- (مجاز): اساس و چهار چوب هر چیز، اجزا یا اعضا و طرز قرار گرفتن آنها در یک گروه.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین