پرش به محتوا

استراق سمع

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستراق/سَمع/

اسم مرکب

[ویرایش]

استراق‌سمع

  1. پنهانی به سخن کسی گوش کردن. استراق سمع کردن.
    برای استراق سمع پشت در ایستادم. «حمدالله مستوفی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین