پرش به محتوا

استشمام

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستِشمام/

اسم مصدر

[ویرایش]

استشمام

  1. بوییدن، بو کردن. دریافتن.
    چشم‌ها را بسته ... از استشمام عطر و بوی آن گل‌ها لذت می‌برم. «جمال‌زاده»

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین