پرش به محتوا

استعجال

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستعجال/

اسم مصدر

[ویرایش]

استعجال (قدیم)

  1. شتاب کردن، عجله کردن، شتاب کردن. کاری را به شتاب خواستن، به شتاب واداشتن. شتاب، عجله.
    استخلاص ... خود را به استعجال خواستار شدند. «جمال‌زاده»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین