استعمارگر
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- (فارسی/عربی)
آوایش
[ویرایش]- /اِستعمار/گَر/
صفت
[ویرایش]استعمارگر (سیاسی)
- حوزه: [علوم سیاسی و روابط بینالملل] حکومت یا فردی که استعمار میکند. استعمار کننده.
- ویژگی فرد یا حکومتی که به استعمار باور دارد. استعمارچی.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن
«استعمارگر» همارزِ «colonialist»؛ منبع: گروه واژهگزینی و زیر نظر حسن حبیبی، دفتر دوم، فرهنگ واژههای مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شابک ۹۶۴-۷۵۳۱-۳۷-۰