پرش به محتوا

استفهام

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستِفهام/

اسم مصدر

[ویرایش]

استفهام

  1. پرسیدن، سئوال کردن، طلب فهم.
    از استفهام و ذکر این سئوال ناوارم. «مستوفی»
  2. (مجاز): سؤال، پرسش.
    با لحن همواری که سئوال و استفهام را می‌رسانید ... گفت «جمال‌زاده»

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین/ فرهنگ بزرگ سخن