استقامت
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- عربی
آوایش
[ویرایش]- /اِستِقامَت/
اسم مصدر
[ویرایش]استقامت
- پایداری کردن، مقاومت کردن، پایداری، ایستادگی.
- استواری، استحکام. راست ایستادن.
- اعتدال در اعمال بدن، تندرستی.
- (ورزش): ورزشی که در زمان یا مسافتهای طولانی انجام میشود.
- (ورزش): قابلیت جسمی که به کارآیی قلب، عروق، و تنفس بستگی دارد و با انجام دادن ورزشهای دراز مدت حاصل میشود.
- (تصوف): قیام به اطاعتِ خداوند و اجتناب از گناه و ترک اختیار.
- (نجوم): حرکت ستاره به ترتیب برجها.
واژههای مشتق شده
[ویرایش]
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین