پرش به محتوا

استقامت

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستِقامَت/

اسم مصدر

[ویرایش]

استقامت

  1. پایداری کردن، مقاومت کردن، پایداری، ایستادگی.
  2. استواری، استحکام. راست ایستادن.
  3. اعتدال در اعمال بدن، تندرستی.
  4. (ورزش): ورزشی که در زمان یا مسافت‌های طولانی انجام می‌شود.
  5. (ورزش): قابلیت جسمی که به کارآیی قلب، عروق، و تنفس بستگی دارد و با انجام دادن ورزش‌های دراز مدت حاصل می‌شود.
  6. (تصوف): قیام به اطاعتِ خداوند و اجتناب از گناه و ترک اختیار.
  7. (نجوم): حرکت ستاره به ترتیب برج‌ها.

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین