پرش به محتوا

استلام

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستِلام/

اسم مصدر

[ویرایش]

استلام (قدیم)

  1. دست کشیدن به چیزی و لمس کردن آن، بویژه حجرالاسود. بوسه دادن.
    از همان گوشه مقابل حجر، یک مرتبه انفجاری از آدمی رخ داد به قصد استلام. «آل‌احمد»

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین