پرش به محتوا

استلزام

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستلزام/

اسم مصدر

[ویرایش]

استلزام (قدیم)

  1. ضروری بودن، لزوم، وجوب. همراه گرفتن.
    نفع را ... از جهت ترکب در استلزام عشق، مدخلی نتواند بود. «خواجه‌نصیر طوسی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین