پرش به محتوا

استن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • پارسی باستان

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستَن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

اِستن

  1. استیدن.

اسم

[ویرایش]

اُستُن

  1. (قدیم): ستون، رکن.
    استن این عالم ای جان غفلت است/ ... «مولوی»
  • فرانسوی

اسم

[ویرایش]

اَسِتُن

  1. (شیمی): استون. مایعی است بیرنگ، فرّار، سریع التبخیر و قابل اشتعال، با بوی اتری که از تقطیر یکی از استات‌ها به دست می‌آید و مانند یک حلال بکار می‌رود.
  • فرانسوی

اسم

[ویرایش]

اِستِن (منسوخ)

  1. (فیزیک): واحدا اندازه‌گیری نیرو که اگر بر جِرمی برابر یک تُن وارد سود، شتابی مساوی یک متر بر مجذور ثانیه به آن می‌دهد. نیرویی معادل هزار نیوتن.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین