استن
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- پارسی باستان
آوایش
[ویرایش]- /اِستَن/
مصدر فعل لازم
[ویرایش]اِستن
اسم
[ویرایش]اُستُن
- فرانسوی
اسم
[ویرایش]اَسِتُن
- (شیمی): استون. مایعی است بیرنگ، فرّار، سریع التبخیر و قابل اشتعال، با بوی اتری که از تقطیر یکی از استاتها به دست میآید و مانند یک حلال بکار میرود.
- فرانسوی
اسم
[ویرایش]اِستِن (منسوخ)
- (فیزیک): واحدا اندازهگیری نیرو که اگر بر جِرمی برابر یک تُن وارد سود، شتابی مساوی یک متر بر مجذور ثانیه به آن میدهد. نیرویی معادل هزار نیوتن.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین