پرش به محتوا

استیصال

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستِیصال/

اسم مصدر

[ویرایش]

استیصال

  1. درمانده و بیچاره شدن، درماندگی، ناتوانی. کنده شدن.
  2. اساس و بنیاد چیزی را نابود کردن، برانداختن، براندازی، نابودی.

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین