پرش به محتوا

اسقاط

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِسقاط/

صفت

[ویرایش]

اسقاط

  1. (گفتگو): بسیار کهنه و مندرس، بی‌ارزش و دور ریختنی. فرسودگی.
  2. افکندن، انداختن. حذف کردن، از قلم انداختن. کالاهای بد، دور انداختنی‌ها. جمع سقط.
  3. آشفته، پریشان. نامرتب.

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین