پرش به محتوا

اسم معنی

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /اسم/معنی/

اسم مرکب

[ویرایش]

اسم‌معنی

  1. (ادبی): در دستور زبان، اسم هر چیزی که در خارج از ذهن وجود ندارد و وجود آن وابسته به چیز دیگری است، مانند تنفر، هوش، مقابل اسم ذات.
  2. اسم‌هایی را که به صورت مستقل در خارج از ذهن وجود ندارند و وابسته به حضور دیگری هستند را اسم معنی می‌گویند (مانند «زیبایی»، «دلاوری»)

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن