پرش به محتوا

اشارت

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]

آوایش

[ویرایش]
  • /اِشارَت/

اسم

[ویرایش]

اشارت

  1. با دست چیزی را نشان دادن. اشاره.
  2. (مجاز): دستور، فرمان.
  3. (قدیم): اظهار نظر، رأی.
  4. (تصوف): خبر دادن از مقصود و مراد، بی‌واسطه کلام و الفاظ.
  5. با حرکت دست و چشم و ابرو مطلبی را القا کردن.
  6. رمز، ایماء.

صفت

[ویرایش]
  1. تقریر، بیان. اشاعت.

مصدر متعدی

[ویرایش]
  1. شایع کردن، پراکندن.
  2. فاش نمودن



ترجمه
  • انگلیسی: cue

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین