اشباع
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- عربی
آوایش
[ویرایش]- /اِشباع/
اسم مصدر
[ویرایش]اشباع
- طول و تفصیل.
- پُر، بسیار. سیر گردانیدن.
- (زبانشناسی): تبدیل واکه کوتاه به واکه بلند، مانند تلفظ کردنِ افتادن.
- (شیمی): حالتی از مایع که در آن، مایع نتواند ماده بیشتری در خود حل کند.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین