پرش به محتوا

اشباع

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِشباع/

اسم مصدر

[ویرایش]

اشباع

  1. طول و تفصیل.
  2. پُر، بسیار. سیر گردانیدن.
  3. (زبان‌شناسی): تبدیل واکه کوتاه به واکه بلند، مانند تلفظ کردنِ افتادن.
  4. (شیمی): حالتی از مایع که در آن، مایع نتواند ماده بیشتری در خود حل کند.



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین