پرش به محتوا

اشعر

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • گیرش‌شده از بهاری: اَشر

آوایش

[ویرایش]
  • /اَشعَر/

صفت

[ویرایش]

اشعر (قدیم)

  1. شاعرتر. شاعرترین. دانا.
    فرزدق و جریر کدامیک اشعرند؟ «قائم‌مقام فراهانی»
  2. مردی که بدنش دارای موهای زیاد و یا بلند باشد.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین