پرش به محتوا

اشهل

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اَشهَل/

صفت

[ویرایش]

اشهل (قدیم)

  1. مردی که سیاهی چشم او به کبودی آمیخته باشد؛ میشی چشم. شهلا.
    بهترین رنگ‌های چشم آن است که اشهل بُوَد. «لودی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین